شما اینجایید
خانه > جامعه > درخت سکه ات کجاست؟

درخت سکه ات کجاست؟

درخت سکه ات کجاست؟

✍ علی کیانی موحد

تلفن همراهم نزدیک ظهر زنگ خورد و نامی روی آن درج شد که شاید نزدیک به یک سال است حتی یک مسیج هم نداده. اینگونه تماسها همیشه خطرناک هستند. تلفن را جواب می دهم و بعد از نزدیک پنج دقیقه احوالپرسی و دیالوگ دیگه چه خبر، خبر اصلی به گوشم می رسد.

  • امروز کجایی؟
  • خونه، بیکار، چطور مگه؟ اتفاقی افتاده؟
  • خواستم دعوتت کنم یه قهوه باهم بخوریم.
  • خدا رحم کنه، کارت چی هست که بعد یک سال می قراره به قهوه دعوت شم؟
  • تو که خبرنگار ورزشی هستی، حتما اسم باشگاه بادران رو شنیدی…
  • اجازه ندادم جمله اش تمام شود، با خنده گفتم: و حتما تو هم جز بازاریابان شبکه ای بادران هستی و قرار هست به من لطف کنی و با این شرکت آشنام کنی؟
  • با تعجب گفت: از کجا حدس زدی؟
  • خندیدم و گفتم هنوز یک ماه نشده توسط یک دوست دیگه ای پرزنت شدم. ما را به خیر تو امیدی نیست، شر نرسان. خداحافظی کردم و یک قهوه را هم از دست دادم.

***

زمان: یک ماه پیش

مکان: دفتر یک کانون تبلیغاتی

به اسم پیشنهاد یک کار مشاوره، من را به دفتر تبلیغاتی کشاند و تا جایی که توانست از گلدکوئست بد گفت. به حدی که آرامش کردم و گفتم عزیز من، درسته خودم جز مخالفانش هستم اما شما خونسردیت رو حفظ کن تا سکته نکردی!

یک لیوان آب خورد و با حرارت بیشتر از نوع جدید بازاریابی صحبت کرد. اینکه رویای پولدار شدنی وجود ندارد و تمام فکر و ذکر شرکت به فروش محصولات تولید ایران است و در کنارش می توان درآمدی کسب کرد و …

چهل دقیقه بیشتر حرف زد و فقط سکوت کردم. سرانجام گفت: نظرت چیست؟

خندیدم، خیلی تلخ و گفتم: تا آخر عمر هم از نتورک مارکتینگ حرف بزنی، نظر من عوض نمی شود. سیستم بیمار اقتصاد ایران راه رو برای این قبیل فعالیت ها باز گذاشته تا سرگرمی برای جوانان درست شود. نه محصولات تولیدی شما کیفیت دارد و نه سیستم بازاریابی تان با گلدکوئست متفاوت است. همان روش را کمی رنگ و لعاب داده و به اسم مجوز، در حال کلاه گذاشتن سر مردم هستید. خدانگهدار!

***

زمان: سال ۸۰

مکان: منزل یک همکلاسی

عصر تکنولوژی به پایان رسیده و درگیر عصر جدید هستیم…چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ فروختن تراکتور و سرمایه گذاری… ماشین مدل بالا… چند ماه نشده میلیونر می شوی… طرف مقابل تمام رویاهایی که می توانست بفروشد را روی میز قرار داد و راه ورود به این بهشت را خرید یک سکه یادگاری معرفی کرد.سکه ای که جهنمی برای بسیاری از هم نسلان من بود.

***

سالهاست که روش یکسان کلاه برداری شبکه ای در کشورمان باب شده و افرادی که مشخص نیست به کجا وصل هستند در حال مکیدن خون مردم هستند. جوانانی بی آینده که به دنبال پول بادآورده هستند و در کنار پول به آنها مهمانی و پارتی و سفر مختلط تعارف می شود و میانسالانی که در زندگی به جایی نرسیده و تمام داروندار خود را می فروشند تا برای آخر عمرشان اندکی آسایش بخرند.

سناریوهای تکراری که متاسفانه هنوز در جامعه به نظر روشنفکر و مدرن ما خریدار دارد و شرکتهایی که همانند قارچ با دریافت مجوز که مشخص نیست واقعی است یا خیر، مردم را بدبخت می کنند.

***

اگر می خواهی درختی پر از سکه داشته باشی، کافی است سکه هایت را زیر این درخت چال کنی و فردا صبح به آن سر بزنی… روباه مکار این حرف را به پینوکیو زد. پینوکیوی ساده نیز سکه هایش را کاشت و گربه نره از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید. صبح شد، نه خبری از درخت سکه بود، نه سکه های چال شده و نه روباه مکار و گربه نره…

این سکانس سالیان سال در حال تکرار شدن است و پینوکیوهای واقعی هیچوقت درس نخواهند گرفت.

پ.ن: موافقان این سبک از زندگی هرچه می خواهند دلیل بیاورند که کارشان درست است بازهم من قبول نمی کنم چراکه نتورک مارکتینگ به معنای واقعی کلمه که در جهان صورت می پذیرد، زمین تا آسمان با کلاه برداری های شرکتهای هرمی متفاوت است…

منبع: کانال جامعه شناسی

نوتیف
امیدوارم مطالب نوتیف برایتان مفید واقع شده باشد. با عضویت در خبرنامه نوتیف مطالب تازه ما را در اینباکس خود داشته باشید. کانال ما در تلگرام هم راه سریع و مطمئنی برای آگاهی از مطالب ماست. *** من رضا حیدری مدیر وب سایت نوتیف هستم. همکنون مشغول به تحصیل در رشته کارشناسی ارشد نرم افزار بوده و به دنیای فناوری علاقه مندم به همین دلیل در نوتیف به دنبال نشر و ترویج موضوعات روز دنیای فناوری بخصوص موضوعات مرتبط با دنیای موبایل، اینترنت، کامپیوتر هستم. در کنار اینها گاهی هم گریزی به دیگر موضوعات مهم خواهیم زد که خالی از لطف نخواهد بود. با نوتیف همراه باشید بودن با شما افتخار بزرگی برای ماست.

پاسخ دهید

هفده − شانزده =

Top