دو غول، یک بازار: چه کسی ژنتیک مرغ جهان را کنترل میکند؟
دو غول، یک بازار: چه کسی ژنتیک مرغ جهان را کنترل میکند؟
مرغداران از کجا مرغ میگیرند؟ پاسخ ساده به نظر میرسد، اما واقعیت چیز دیگری است. در ادامه ابتدا روایت آرنو برتران از ساختار جهانی این صنعت را میخوانید و سپس نگاهی داریم به وضعیت ایران، به قلم مسعود سالاری.
یک توضیح اصطلاحی: «مرغ مادر» در این مطلب همان گله والدین (Parent stock) است؛ یعنی مرغهایی که تخممرغ تولید میکنند و جوجه گوشتی از آنها به دنیا میآید.
بخش اول: ساختار جهانی
ترجمه از آرنو برتران، [لینک منبع]
آرنو برتران مینویسد: بیشتر ما احتمالاً میگوییم: «معلوم است، از مرغهای قبلیشان؛ جفتگیری میکنند و تخم میگذارند.» من هم همینطور فکر میکردم، اما کاملاً اشتباه میکردم.
واقعیت این است که اکثریت قریببهاتفاق تولیدکنندگان مرغ گوشتی در جهان، ژنتیک خود را تنها از یکی از این دو شرکت تأمین میکنند:
- کاب-وانترس (Cobb-Vantress)، متعلق به شرکت تایسون فودز (Tyson Foods)
- آویاگن (Aviagen)، تحت کنترل گروه آلمانی EW (خانواده وِسیوهان)
این دو شرکت مفهومی مخصوص این صنعت دارند به نام «گله اجدادی» (Grandparent stock). آنچه از این شرکتها خریداری میشود، مجموعهای از مرغها با «پایانپذیری برنامهریزیشده» است؛ یعنی برنامهریزی برای اینکه تکثیر آنها ممکن نباشد.
روش کار این است: هر شرکت نژادهای «خالص» را در مزرعههای اختصاصی خود نگه میدارد. آنها را A، B، C و D بنامیم. این نژادها جواهرات تاج این شرکتها، یعنی مالکیت فکریشان، هستند و هرگز از مجموعه خارج نمیشوند.
آنچه فروخته میشود «اجداد» است: جوجههایی از آن چهار نژاد، اما از هر نژاد فقط یک جنس. خروسهای A را میگیرید ولی مرغ A را نه؛ مرغهای B را میگیرید ولی خروس B را نه؛ خروسهای C بدون مرغ C؛ و مرغهای D بدون خروس D. یعنی هرگز نمیتوانید خودتان از A، B، C یا D بیشتر تکثیر کنید.
کاری که میتوانید بکنید آمیزش دادن آنهاست:
- خروسهای A با مرغهای B، «پدرها» را میدهند.
- خروسهای C با مرغهای D، «مادرها» را میدهند.
اینها «والدین» (Parents) هستند. والدین جوجههایی تولید میکنند که در حدود ۶ هفتگی کشتار میشوند و سر از بشقاب ما درمیآورند. این پایان راه است.
اگر همین مرغها را با هم آمیزش دهید، جوجههای آنها از نظر ژنتیکی کاملاً شانسی و نامشخص خواهند بود. هنوز مرغاند، اما ویژگیهایی را که تولید را اقتصادی میکند ندارند. کندتر و ناهمگونتر رشد میکنند، باید آنها را بسیار گرانتر از رقبا بفروشید و تجارت شما ورشکست میشود. پس مجبورید برای خرید اجداد جدید دوباره سراغ کاب یا آویاگن بروید. برای همیشه.
چرا اجداد را میخرند و دو نسل پرورش میدهند؟
پاسخ در مقیاس تولید است. با خرید صد جفت اجداد، هر جفت چند ده والد میدهد و هر والد صدها جوجه؛ در نتیجه از همان صد جفت، صدها هزار مرغ برای فروش گوشت به دست میآید.
برای این دو شرکت منطقی نیست که مرغ نهایی را مستقیم بفروشند. باید سالانه دهها میلیارد جوجه را از تخم درآورند و به سراسر جهان بفرستند. بسیار سادهتر است که فقط اجداد را بفروشند و هزینه مزرعه، خوراک و نیروی کار را به مرغداران بسپارند.
بعد چینی ماجرا
چین از اینکه برای ماده غذایی پایهای مثل مرغ به شرکتهای خارجی وابسته باشد خرسند نیست. پاسخ چین، برنامهریزی بلندمدت بود: وزارت کشاورزی و امور روستایی چین برنامه «بهبود ژنتیکی مرغهای گوشتی ملی» (۲۰۲۱–۲۰۳۵) را آغاز کرد که هدفش رساندن سهم نژادهای بومی به دستکم ۶۰ درصد بازار داخلی تا سال ۲۰۳۵ است. به گفته برتران، چین از برنامه جلوتر است: تا سال ۲۰۲۵ نژادهای بومی بیش از ۳۰ درصد بازار را گرفتهاند، یعنی در چهار سال، نیمی از مسیر هدف ۲۰۳۵ طی شده است.
آیا مصرفکننده میتواند از این چرخه فرار کند؟
میتوانید سراغ مرغ ارگانیک یا Label Rouge بروید که از نژادهای دیر رشد است و بهجای ۶ هفته دستکم ۸۱ روز پرورش مییابد، با قیمتی دو تا سه برابر. اما شوخی روزگار این است که ژنتیک بیشتر این نژادهای دیررشد متعلق به شرکت فرانسوی هابارد (Hubbard) است که از سال ۲۰۱۸ در اختیار همان آویاگن است.
برتران معتقد است حتی اگر فرار ممکن بود، نباید همه این کار را میکردند، چون به زمینهای کشاورزی وسیع تازهای برای پرورش مرغها و تأمین خوراکشان نیاز میشد. به نظر او، به طرز متناقضی، حمایت همگانی از مرغ ارگانیک و محلی یکی از بدترین مواضع نسبت به منابع زمین است و پاسخ خلاف شهود برای کمترین اثر زیستمحیطی، خرید ارزانترین مرغ سوپرمارکت یا مصرف کمتر گوشت است (این دیدگاه شخصی نویسنده است و محل بحث).
او با نقل از دوستش جمعبندی میکند: شاید از نحوه کار این صنعت خوشمان نیاید، اما همین سیستم است که پروتئین ارزان را سر سفره میلیاردها نفر میبرد، آن هم با منابعی بسیار کمتر از هر روش دیگر پرورش مرغ.
بخش دوم: وضعیت پرورش مرغ مادر در ایران
به قلم مسعود سالاری، [لینک منبع]
بعد از انقلاب، ایران تلاشهایی برای رهایی از این وابستگی انجام داد. تا دهه ۱۳۷۰ ایران پرورش مرغ «لاین» را نداشت. لاین نخستین حلقه زنجیره تولید مرغ و محل اصلاح نژاد است و در واقع مدخل دانش فنی این صنعت به شمار میرود. در آن سالها تخممرغ اجداد از مزارع شرکت لوهمان در اروپا وارد میشد تا گله اجداد پرورش داده شود.
در دهه ۱۳۷۰، تا جایی که نویسنده به یاد دارد، ایران دانش فنی حلقه لاین شرکت لوهمان را خرید و با راهاندازی مزرعهای در بابلکنار، در قالب برند «آرین» شروع به کار کرد.
اما فعالان عمده صنعت، با وجود اینکه در ابتدا خرید نژاد داخلی آرین تقریباً اجباری بود، سراغ نژاد اجداد «راس» از انگلستان رفتند که امروز از نژادهای مجموعه آویاگن است. این عدم تمکین دلایل فنی داشت: نژاد خارجی از نظر ضریب جوجهدهی، گوشتگیری، مصرف دان، تلفات، طول دوره پرورش و مقاومت در برابر بیماری از نژاد داخلی بهتر بود و هنوز هم هست. به این ترتیب این فعالان، همراه با یک نژاد اروپایی دیگر یعنی کاب، بیش از ۹۵ درصد بازار داخل ایران را به دست آوردند.
اما چند سالی است که بهدلیل تحریم پولی و بانکی و مشکلات واردات، و همینطور سختگیری وزارت جهاد کشاورزی، به ازای هر دو گله آرین، مجوز واردات یک گله راس یا کاب داده میشود (در صورتی که واردکننده بتواند وارد کند). به گفته نویسنده، امروز بالای ۷۰ درصد تولید داخل از نظر تأمین جوجه بر پایه نژاد داخلی است.
نکته مهم اینکه بهرهوری نژاد داخلی فعلاً در مقایسه با نژاد خارجی بسیار پایین است و این یعنی اتلاف منابع بالا. اگر بازار مرغ رقابتی بود، نژاد داخلی توان رقابت با نژاد خارجی را نداشت. با این حال، در شرایط جنگی و تحریمی، نیاز کشور به تأمین جوجه تا حد زیادی از این راه برطرف میشود.
جمعبندی
دو روایت این مطلب یک نکته مشترک دارند: بازار جهانی مرغ، از ژنتیک تا بشقاب، بر دو شرکت تکیه دارد و کشورها یا باید با هزینه به این ساختار تن بدهند یا مثل چین و ایران، با هزینهای متفاوت، بهدنبال جایگزین بروند. اما به گفته سالاری، در ایران بزرگترین وابستگی صنعت مرغ در عمل نه به نژاد، بلکه به نهادههاست: ذرت، سویا، گندم، ویتامین، واکسن و دارو.



Post Comment